بخش ۵ - اشاره به کتابهای منظوم شیخ
گر ازین مرهم نیابی کام خویشجوهر الذاّتم بیاور تو به پیش
آنچه از وی بشنوی در خویش بینتاشود سرّ عجایب پیش بین
جوهر الذّاتم سخن بی پرده استهمچو اشتر نامه مستی کرده است
گر تو از مرغ حقایق پر بریمنطق الطّیرم بخوان تا بر بری
مرغ عطّار از زبان حق شنیدلاجرم از آشیان حق پرید
چونکه حق بشناختی شیرین به بینتا شود این دید تو حقّ الیقین
رو تو اسرار ولایت گوش کنو آنگهی جام هدایت نوش کن
گر تو از جام محبّت می خوریجانب شهر ولایت پی بری
رو مصیبت نامه را از سر بخوانتا شود حاصل تو رامقصود جان
گر الهی نامه را گیری بگوشجام وحدت را کنی بی شبهه نوش
پندنامه گر بیابی در جهانتو عزیزش دار همچون جان جان
تا بیابی عزّت دنیا و دینآنگهی بر تخت سلطانی نشین
رو بذکر اولیا مشغول شوو آنگهی چون تذکره مقبول شو
همچو ایشان ترک کن تجرید شودور روزی چند ازتقلید شو
من کتب بسیاردارم در جهانلیک مظهر را عجایب نیک دان
مظهر کلّ عجایب حیدر استدر میان سالکان او رهبر است
ختم کردم این کتب بر نام اوزآنکه دارم مستیی از جام او
هر که او از جام تو یک قطره خوردگوی دولت از میانه او ببرد
ای تو درمقصود یکتا آمدهمظهر سرّ هویدا آمده
احمد مرسل چو رویت را بدیدگفت اینک نور حق از حق رسید
حق بسی گفته ثنا در شأن اوگر نمیدانی بخوان قرآن او
گر تو از قرآن حق منکر شویبیشکی میدان که تو کافر شوی
ای ز بینش مقصد و مقصود حقوی بدانش برده تو از کلّ سبق
ای تو درعالم محقّق آمدهنور تو با ذات ملحق آمده
پرتو ذات الهی بود توبحرها چون شبنمی از جود تو