بخش ۳ - در فضیلت امیرالمؤمنین ابوبكر صدّیق
امام اهل دین سلطان اوّلامیرالمؤمنین صدیق افضل
ولی عهد سپهر صدق صدّیقخلافت را ولی او بود بتحقیق
چو یافت از فقر پیغمبر نسیمیهمه در باخت جز هیچ و گلیمی
نبود از معرفت پروای گفتشازینجا کن قیاس خورد و خفتش
شبانروزی خموشی پیشهٔ اوورای هر دو کون اندیشهٔ او
خلافت را نخست او لایق آمدکه صدّیقست و صبحش صادق آمد
خلافت را اگر کس صبح دیدیکه بودی پیش او کاذب دمیدی
چودر عالم دمید آن صبح انوارکواکب رنگ او گیرند هموار
چو اصحابش کواکب را مثالندبنور صبح همرنگ از کمالند
ز نور او موحدّ شد مقرّبکه در صبحست همرنگی کوکب
ولی آن صبح صادق را بتحقیقنمیداند کسی مانند صدّیق
بنور صبح صدّیقست لایقکه آنها کوکبند او صبح صادق
پس اینجا تو یقین دان کانکه هستندبنور صبح صادق حق پرستند
نبی گفتهست اگر ایمان صدّیقبسنجد آنکه از ایمان بتحقیق
از ایمان خلایق بیش آیدپس آن بهتر که اوّل پیش آید
چو ابراهیم امّت را پدر بودبصدیقیش قرآن جلوه گر بود
چو افضل آمد و دین را پدر شدلقب صدّیق یافت و نامور شد