گنج

(۷) حکایت اعرابی در حضرت نبوّت

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۱ بیت
یکی اعرابی آمد پیشِ مهترکنار خویش محکم کرده در بر
بدو گفتا که من اسلام آرماگر گوئی چه دارم در کنارم
پیمبر گفت داری یک کبوترگرفته دو کبوتر بچه در بر
ز صدق مُعجز آن صدرِ عالیبه صدق دل مسلمان گشت حالی
بدو گفت این کِه گفتت ای پیمبرپیمبر گفت حق سلطانِ اکبر
در آن دم هر که آنجا از عرب بودز بهر آن کبوتر در عجب بود
که آن هر دو کبوتر بچّه در همبزیر پرکشیده بود محکم
پیمبر گفت ای اصحاب و انصارشما را چه عجب آید ازین کار
بحقّ آن خدائی کاشکارابخلق خود فرستادست ما را
که بر هر عاصئی کاندر جهانستخدا صد بار مشفق تر ازانست
که این مادر بدین دو بچّه امروزکزو گشتید جمله شفقت آموز