گنج

بخش ۳ - فرستادن سلیمان(ع) باز را باحضار بلبل ومراعات او ازتشویش

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۳ بیت
ز مرغان چون سلیمان قصه بشنیدبتندید و ببالید و بجوشید
یکی از خشم آتش را برافروختگهی بر آب و آتش را فرو سوخت
همان دم باز را فرمود هان زودبرو چون آتش و باز آی چون دود
به بین خود تا چه مرغ است آنکه مرغانز دست او همی دارند افغان
ز دانش بهره دارد یا نداردچو شیران زهره دارد یا ندارد
چرا آرد به بین نفرت ز کثرتکه داد او را بگو منشور وحدت
نمی‌گردد دمی خالی ز غوغانمی‌بندد کمر در خدمت ما
چرا از خدمت ما مستمند استوزین دوری گزیدن دردمند است
مگر دیوانه و مستست و بی خودکه دائم غافلست از نیک و از بد
به تن زار و نزارش می‌نمایندبه هر گلزار زارش می‌نمایند
ز استغناء او بسیار گفتندهمه مرغان ز عشقش درشگفتند
چو نزدیکش رسی میکن تبسممبادا کو بمیرد از توهم
مگو سختش بنه انگشت بر لبنگه می‌دارش از منقار و مخلب