بخش ۲۷ - در دستور اربعین اول فرماید
چو کردی اربعین اول آغازز هر کس تا توانی پوش آن راز
در آن مدت که آن خواهی برآوردبکم خوردن ترا باید سرآورد
بباید احتیاط طعمه کردنپس آنگه لقمهها بر خود شمردن
کنی هر شب بتدریج اندکی کمکه تا از نفس ناید بر دلت غم
شب اول دو صد درهم خورش کنبدان خوردن تنت را پرورش کن
بدین ترتیب هر شب میفکن پنجکه تا قوتت شود پنجاه بیرنج
همان پنجه مقرر تا بآخرکه تا ضعفی نگردد در تو ظاهر
اگر میلت بشیرین باشد و چربمشو با نفس خود پیوسته در حرب
بهر هفته بخور شیرین و چربیدرین معنی مکن با نفس حربی
ولی باید که یک گوشه گزینینداند کس که تو گوشه گزینی
اگر جفت حلالت هم نداندترا بهتر که آن پوشیده ماند
بپوشی از خلایق حال خود راکه کس واقف نگردد نیک و بد را
اگر معروف خواهی شد برین کاربرون جمع باید شد بناچار
یکی گوشه گزین از بهر خلوتکه تا یابد دلت آرام و سلوت
چنان جائی که باشد تنگ و تاریکدر او اندیشهها میکن تو باریک
ولی پوشیده باید آن ز هر کسچنانکه آن جای را تو دانی و بس
اگر پیرت نشاند باک نبوددم او بر تو جز تریاک نبود
بهرجائی که او گوید تو بنشینصلاح کار خود یکسر در آن بین
مکن ترک جماعت وان جمعهبری شو از ریا و ذوق سمعه
برون میرو ولی از خلق مگریزبصورت با کسی اندر میامیز
همیشه با وضو و ذکر میباشبجان آنگه بدل با فکر میباش
بنصف آخر شب پاس میدارتطوع میگذار و اشک میبار
شب هر جمعهٔ میدار زندهبجان بشنو تو ای مرد رونده
اگر نوری ببینی یا خیالینظر با آن مکن در هیچ حالی
اگر پیرت بود از پیر میپرسبهر مشکل ازو تعبیر میپرس
بصورت گر بود پیرت ز تو دورمدار احوال خود از پیر مستور
اگر ممکن بود اعلام کردنبه پیر خویشتن پیغام کردن
مدار احوال خود پوشیده از پیرکه پیرت خود بسازد جمله تدبیر
چو پیر آنجا نباشد ذکر میکندرین معنی همیشه فکر میکن
همان احوال را پوشیده میدارکه خود مکشوف گردد بر تو اسرار
به عشر اولین تسبیح کن ذکربگو عشر دوم تمجید با فکر
در تهلیل باید بعد از آن سفتکه تهلیلست ازتو بهترین گفت
بدین شیوه که شد گفته نگهدارز خواب و خورد و وز گفت وز کردار
اگر دولت بود یار و قرینتبآخر آید اول اربعینت