بخش ۱۷ - در بیان رعایت ادب فرماید
اساس راه دین را بر ادب دانمقرّب از ادب گشتند مردان
ادب شد اصل کار و وصل هجرانهم او شد مایهٔ هر درد و درمان
نشاید بی ادب این ره بسر بردنشاید هیچکس را داشتن خورد
بچشم حرمت و تعظیم در پیرنگه کن در همه کین هست توقیر
بروزی هر که باشد مهتر از توچنان میدان که هست او بهتر از تو
بجان میکوش در تعظیم هر پیرکه تا در دل نیابی زحمت از پیر
ادب با خالق و خلقان نگهدارکه تاکشت امیدت بر دهد بار
نگهدار ادب شو در همه حالکه تا مقبول باشد از تو اعمال
چو اعمال تو با آداب باشدترا صد گونه فتح الباب باشد
همیشه بی ادب مهجور باشدمدام از حضرت حق دور باشد
عمل چون با ادب هم یار نبودعمل رانزد حضرت بار نمود
بترک یک ادب محجوب گردییقین با صد هنر معیوب گردی
چو باشی با ادب یابی معانیچو باشی بی ادب زو باز مانی
ادب آمد درین ره اصل هر کارهمی گویم ادب زنهار زنهار