بخش ۱۶ - در بیان ریاضت فرماید
یکی دلقی و دو نان و سجادهچو دانا گوشهٔ عزلت فتاده
بترک جمله بایداکردی یارارادت را نشاید جز که اینکار
بدان ای طالب راه سعادتکه آمد اصل کارت با سه عادت
نخستین آنکه اندک خوار گردیاگر پرخور شوی پر خوار گردی
دوم کم گوی تا گردی سلامتکه پرگوئی بسی دارد ملامت
سیم کم خسب تا کاهل نگردیکه از کاهل نیاید هیچ مردی
تو دایم این سه عادت را نگهدارسعادت بر تو بگشاید همه کار
که تا یابی در این ره اجتهادیهمی کن دائماً با خود جهادی
بجد و جهد و سعی و طاقت خویشخورش از خود بگیر ای مرد درویش
خورش چون از وجودت پاک باشدخورنده رهرو و چالاک باشد
خورش در راه تو اصل تمام استز خوردن کار هرکس بانظام است
خورش را اصل راه کار دین دانخللها ازخورش آمد یقین دان
هران تن کو بشبهت پرورش کردهر آن آفت کزو آید خورش کرد
که تا یابی تو ذوقی از طریقتشود مکشوف بر جانت حقیقت
ز تقوی جامهٔ ایمان خود دوزکه تا عریان نمانی اندرین روز
چو با شرع تو تقوی یار نبودبنزد خاصگانت بار نبود
اگر خواهی که باشی رهرو تیزز پیش مال و جاه خویش برخیز
چو اندر بند مال و قید جاهینیابی هیچ مقصودی که خواهی
سر موئی مشو خارج از آدابکه تا بیدار گردد بختت ازخواب