بخش ۲ - الحکایه و التمثیل
چنین گفت آن عزیزی بادیانتکه تا حق عرضه دادست این امانت
زمین و آسمان زان در رمیدستکه بار عهده آن سخت دیدست
تو تنها آمدی تا آن کشی تواز آن ترسم که خط در جان کشی تو
اگر اینست امانت ای همه ننگبسی این به کشد ازتو خری لنگ
اگر بی سر شوی این سر بدانیوگرنه گربهٔ از چند خوانی