گنج

بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۴ بیت
شنودم من که فردوسی طوسیکه کرد او در حکایت بی فسوسی
به بیست و پنج سال از نوک خامهبه‌سر می‌برد نقش شاهنامه
به‌آخر چون شد آن عمرش به‌آخرابوالقاسم که بد شیخ اکابر
اگرچه بود پیری پر نیاز اونکرد از راه دین بر وی نماز او
چنین گفت او که فردوسی بسی گفتهمه در مدح گبری ناکسی گفت
به مدح گبر کان عمری بسر بردچو وقت رفتن آمد بی‌خبر مرد
مرا در کار او برگ ریا نیستنمازم بر چنین شاعر روا نیست
چو فردوسی مسکین را ببردندبه زیر خاک تاریکش سپردند
در آن شب شیخ او را دید در خوابکه پیش شیخ آمد دیده پر آب
زمرد رنگ تاجی سبز بر سرلباسی سبزتر از سبزه در بر
به پیش شیخ بنشست و چنین گفتکه ای جان تو با نور یقین جفت
نکردی آن نماز از بی نیازیکه می ننگ آمدت زین نانمازی
خدای تو جهانی پر فرشتههمه از فیض روحانی سرشته
فرستاد اینت لطف کار سازیکه تا کردند بر خاکم نمازی
خطم دادند بر فردوس اعلیکه فردوسی به فردوس است اولی
خطاب آمد که ای فردوسی پیراگر راندت ز پیش آن طوسی پیر
پذیرفتم منت تا خوش بخفتیبدان یک بیت توحیدم که گفتی
مشو نومید از فضل الهیمده بر فضل ما بخل گواهی
یقین می‌دان چو هستی مرد اسرارکه عاصی اندک‌ست و فضل بسیار
گر آمرزم به یک ره خلق را پاکنیامرزیده باشم جز کفی خاک
خداوندا تو می‌دانی که عطارهمه توحید تو گوید در اشعار
ز نور تو شعاعی می‌نمایدچو فردوسی فقاعی می‌گشاید
چو فردوسی ببخشش رایگان توبه فضل خود به فردوسش رسان تو
به فردوسی که علیین‌ش خوانندمقام صدق و قصر دین‌ش خوانند