گنج

بخش ۲۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۴۰ بیت
ز مظهر گوئیم آگاه گردانمرا واقف ز پیر راه گردان
ترا واقف کنم از سر آن راهکه تا گردی ز سر راه آگاه
رسول الله پیر راه باشدز سر هر دو کون آگاه باشد
محمد اندرین ره پیر راهستولی حیدر ترا پشت و پناهست
تو پیر راه میدان مصطفی راز خود آگاه میدان مرتضی را
ز تو آگاه باشد او بعالمبتو همراه باشد او بعالم
در او بینی حقیقت نور معنیبرون آئی ز فکر و کذب و دعوی
اگر او را بیابی اندرین راهز سرّ کارگردی خوب آگاه
که پیر تست مظهر بس عجایبدر او بینی تو آثار غرایب
ترا پیر است مظهر گر بدانیغنیمت دانی و او را بخوانی
برو مظهر بخوان و کامران باشبجو مظهر پس آنگه شادمان باش
که رهبر با تو از اسرار گویدرموز حیدر کرار گوید
مرا در عشق پیر راه اوشددرین ره سالکان را شاه او شد
تو نور او درون جان جان بینتو او را برتر از کون و مکان بین
تو او را پیر ره دان در طریقتتو او را مظهر حق دان حقیقت
چه می‌گویم کنون شاه ولایتدو عالم را ازو باشد هدایت
توی اندر میان جان هویداتوی از راه معنی در زبانها
توی مظهر توی سرور توی جانتوی گه آشکارا گاه پنهان
توی ایمان توی غفران تو در جانتوی سرور توی شاه و تو سلطان
توی نجم و توی مهر و توی ماهتوی ز اسرار هر دو کون آگاه
توی عصمت توی رحمت تو نعمتتوی اندر حقیقت دین و ملت
توی حنان توی منان تو سبحانتوی مذهب توی ملت تو ایمان
توی اول توهم آخر تو سرورتوی ظاهر توی باطن تو مظهر
توی آدم توی شیث و توی نوحتو ابراهیم و تو موسی و توی روح
ترا می‌خواند آدم هم به آغازرسید او را بهشت و نعمت و ناز
خلیل الله ترا چون خواند از جانشد آتش بر وجود او گلستان
ترا می‌خواند هم موسی عمرانمظفر گشت بر فرعون و هامان
ترا عیسی مریم بود بندهبنامت مرده را میکرد زنده
محمد هم بنامت شد مظفربعالم بر تمامی اهل کافر
سلیمان یافت از تو حشمت و جاهبفرمانش ز ماهی بود تا ماه
بدشت ارژنه سلمان ترا خوانددر آن دم کو بدست شیر درماند
شدی حاضر رهاندی از بلایشتو بودی در ره دین رهنمایش
توی در دل تو اندر دیده بینشز نور تو مدار آفرینش
گهی با یوسف مصری بچاهیگهی در مصر عزت پادشاهی
گهی طفلی و گاهی چون جوانیگهی پنهان شوی گاهی عیانی
گهی درویشی و گه پادشاهیبرآئی تو بهر صورت که خواهی
بظاهر گه به روم و گه به چینیبه باطن در همه روی زمینی
تو ای اندر جهان پیوسته قائمجهان می‌نازد از ذات تو دایم
توی بیشک مراد از هر دو عالمنمی‌دانم جز این والله اعلم
دگر پرسی کدام است زندگانیبگو با من بیان این معانی