گنج

بخش ۱۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۴۰ بیت
بگویم با او سر عدل ای دوستاگر دانی طریق عدل نیکوست
کسی را عدل باشد اندر این راهکه او باشد ز اصل کار آگاه
گزیند او طریق مصطفی رابداند در حقیقت مرتضی را
شریعت را شعار خویش سازدطریقت را دثار خویش سازد
حقیقت را مقام قرب داندوجود خود بدین منزل رساند
عدالت این بود کاگاه باشیبمعنی بر طریق شاه باشی
عدالت آن بود کانرا بدانیچه باشی مبتلا او را بخوانی
عدالت آن بود ای مرد آگاهکه برداری وجود خویش از راه
عدالت آن بود ای یار انورکه باشد در دل تو حبّ حیدر
عدالت آن بود گر راز جوئیسخن جز حیدر صفدر نگوئی
عدالت آن بود گر راز بینیکه در کونین جز حیدر نه بینی
عدالت آن بود گر خنده باشیمیان عارفان فرخنده باشی
عدالت آن بود گر راه جوئیطریق ملت آن شاه جوئی
تو عادل دان که دارد حب حیدرمطیع مرتضی باشد چو قنبر
تو عادل دان که راه مرتضی رفتنه همچون جاهلان راه خطا رفت
اگر دانی علی را عادلی تووگر نه در حقیقت جاهلی تو
اگر عادل شوی بر راه باشیکه در ملکش بود چه دادخواهی
اگر تو عدل ورزی زنده باشیمیان عارفان فرخنده باشی
ترا گر عدل باشد راه جوئیحقیقت مظهر الله جوئی
بخواه از عدل هر چیزی که خواهینهی از عدل بر سر تاج شاهی
ز جهل جاهلان این سر نهان کنولی نزدیک دانایان عیان کن
چه دارد این جهان اغیار بسیارتو از اغیار سرّ خود نگهدار
بود هفتاد و سه ملت بعالمیکی را دین حق باشد مسلم
دگر هفتاد و دو اغیار باشندنه ایشان در خور اسرار باشند
بگفت منصور سر لو کشف راعیان می‌کرد سرّ من عرف را
شنودی جاهلان با او چه کردندچه نادانی به آن حق گو که کردند
اگر من باز گویم ای برادرجهان زیر و زبر گردد سراسر
نگو دانم همه اسرارها راطریق مصطفی و مرتضی را
باسرار معانی راه بینمولی این ره بسوی شاه بینم
درون پرده دل راز دارددر رحمت برویم باز دارد
نکو بینم همه اسرار حیدربود نور دلم ز انوار حیدر
درون پردهٔ دل مهر حیدرز مهوش خانهٔ دل شد منور
درون پردهٔ دل شاه باشدحقیقت از همه آگاه باشد
موانع از دل خود دور گردانکه تا بینی تو در دل نور یزدان
بود نزدیک او اما تو دورینمی‌بینی به چشم دل چه کوری
درون پردهٔ دل اوست مستورکه می‌گوید اناالحق همچو منصور
درون پردهٔ دل شهریاریستمرا جز عشق او دیگر چه کاریست
درون دل چو خالی شد ز اغیارنماند در دل تو غیر آن یار
پس آنگاهی بنورش محو مانیبمانی در بقایش جاودانی
دگر پرسی بیان بحر و قطرهبگویم فاش تا یابی تو بهره