گنج

بخش ۱۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۲ بیت
حقیقت بحر کل دریای نور استهمه جائی که آن مأوای نور است
توی یک قطرهٔ از بحر توحیدبیکتائی نگر بگذار تفرید
تفکر کن که آخر از کجائی؟جداگشته ز بحر او کجائی؟
شناسی گر بمعنی خویش را بازبدانی کز کجا داری تو آغاز
تو پنداری توی ای مرد نادانحجاب خود توی فتنه همین دان
خودی خویشتن بردار از راهکه تا واقف شوی از سر الله
یکی نور است حقیقت کل اشیابیاید گوهر باران ز دریا
حقیقت بین شو و در خود نظر کنچو قطره سوی بحر او گذر کن
هر آنکس کو نشد از بحر آگاهنیابد در حقیقت سوی او راه
وگر خود را ندانی از کجائینیابی اندر این بحر آشنائی
حقیقت تا ابد در جهل مانیبمانی در جحیم جاودانی
نگردد بر رخت در معرفت بازاگر خود را ندانی تو ز آغاز
بشو غواص دریای معانیکزین معنی در اسرار دانی
برون آورد رو بشکن صدف راکه تا دانی نشان من عرف را
شوی دریاچه در دریا نشینیبجز دریا دگر چیزی نبینی
اگر آگه ازین معنی شوی توشوی واصل به بحر معنوی تو
بمعنی پی بری سر حقیقتروی چون قطره اندر بحر وحدت
حقیقت را بمعنی شاه داردبسوی جمله دلها راه دارد
مجو آزار دلها تا توانیکه آن تیر است در دلها نهانی
چه دانی تو که در دل یار باشددل تو خالی از اغیار باشد
چه قطره واصل دریای اویمسخن کوتاه شد والله یعلم
دگر پرسی ز سرّ کشتی نوحکه بر من ساز این ابواب مفتوح