شمارهٔ ۹۹
رخ است این یا قمر یا آتش طورچه روی است این تعالی خالق النور
بیاض چهرهات چون صبح روشنسواد طرهات چون شام دیجور
نمکندانی است یاقوتی دهانتنمکپاش دلم بر زخم ناسور
اگر زلفت نبودی پای بندمبعالم میفکندم از لبت شور
فرأدی طاعت و القلب قاطنجبینی سائر و القلب مأسور
ز صاف می نصیبی هست دردیاذالمیسور لم یسقط بمعسور
خراب لعل میگونی است اسرارمپندارش خراب آب انگور