شمارهٔ ۹۷
جاءَ الصَّبا بِعِطر رَیاحین و الزَّهَراز زلف یار میرسد این باد مُشکاثر
پیک خجستهٔ مقدم فرخنده مرحبااهلا حمام کعبة لیلای ما الخبر
در آرزوی سرو قد خوشخرام اوالقلب طول عمری فی دربها انتظر
آدم به این جمال نیامد به این جهانحوراء جَنَّةٌ هِیَ ماهٰذِه بَشَر
ساقی به یاد روی صبیحی صبوحی آرقَد شوشت نسیم صبا طُرَّةُ السَّحَر
تا کی نهان به مشرق خُم آفتاب میگاه الصباح یسفر و الدیک قد نعر
آن می که آب خضر هوادار درد اوستآن می که نور موسی از آن یافت یک شرر
مشکات دل فروغ ز مصباح باده یافتان او مضت ز جاجتها یخطف البصر
می سد فکر فاسد یاجوج مفسد استاشرار ارض قلبک اسرار لاتذر