گنج

شمارهٔ ۸۹

یار با ما بیوفائی میکندبی سبب از ما جدائی میکند
میکند با آشنا بیگانگیبا رقیبان آشنائی میکند
راه مردم میزند گیسوی اوشمع رویش رهنمائی میکند
کاسهٔ گردون بکف بگرفته مهروز فروغ او گدائی میکند
رهزن چشمش بمحراب ازفسونعابد آسا پارسائی میکند
ذیل ظلش را مبادا کوتهیطالع ما نارسائی میکند
زاهداردردی کشد از جام ماترک این زهد ریائی میکند
کی ز مفتاح خرد بابی گشودعشق او مشکل گشائی میکند
بر امید اسرار رُو ،  کانجامِ کار،کار خود سرِّ خدائی میکند