شمارهٔ ۶۱
ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهتمجموعه آفات فلک طرز نگاهت
بیچاره کشی پیشهٔ زلفان کمندتخونخواره وَشی شیوهٔ چشمان سیاهت
خونم بخور و غم مخور از پرسش محشرطفلی و ملایک ننویسند گناهت
افکندیم از پا به یکی غمزه و رفتیباز آ که بود دیدهٔ امید براهت
این جان بودت کشور و دل باشدت اورنگکاکل بسرت افسر و از غمزه سپاهت
بر زیرنشینان لوای غم عشقترحمی که ندانند دری غیر پناهت
آهو روش اسرار ره دشت جنون گیردر شهر نیاسوده کس از ناله و آهت