شمارهٔ ۳۸
ای به رَهِ جستجوی نعرهزنان دوست دوستگر به حرم ور به دیر کیست جز او اوست اوست
پرده ندارد جمال غیر صفات جلالنیست بر این رخ نقاب نیست بر این مغزپوست
جامهدران گل از آن نعرهزنان بلبلانغنچه بپیچد به خود خون به دلش تو به توست
دم چو فرو رفت هاست هوست چو بیرون رودیعنی از او در همه هرنفسی های و هوست
یار به کوی دلست گوی چو سرگشته گویبه حربه جوی است و جوی این همه در جستجوست
با همه پنهانیش هست در اعیان عیانبا همه بیرنگیش در همه زو رنگ و پوست
یار در این انجمن یوسف سیمینبدنآینهخانه جهان او به همه روبهروست
پرده حجازی بساز یا به عراقی نوازغیر یکی نیست راز مختلف ار گفتگوست
مخزن اسرار او است سرّ سویدای دلدر پیش اسرار باز در به در و کو به کوست