گنج

شمارهٔ ۳۷

به چار سوق طریقت بجز متاع محبتبکار نیست قماشی بنزد اهل حقیقت
به چشم اهل حقیقت شود مجاز حقیقتشریعت است طریقت طریقت است شریعت
همه نظام نبوت بنصه کثرت و آدابهمه قوام ولایت بر اسطوانهٔ وحدت
نداشت نام ونشانی جمال پردگی غیببتابخانه کثرت نمود جلوه ز خلوت
وجود جامع آدم چو بود دانش اسماءبرید بر قد او دست حق قبای خلافت
چودر ارادهٔ حق مضمر است ارادهٔ عارفعجب مدار که مقصودی آفرید به همّت
دلیر مظهر قهری که خویش اسپرحق ساختچو ختم مظهر رحمت نمود ختم فتوت
ندید دیدهٔ اسرار غیر مخزن اسرارز هرچه غیب و شهادت زهر چه صورت و سیرت