گنج

شمارهٔ ۳۴

ره و رهبر دلا محبت اوستسود و سرمایه عشق حضرت اوست
قرة العین عارفان که فناستنیستی در فروغ طلعت اوست
غیبتت از خودی و شرب مداماز دوام حضور ساحت اوست
دولت فقر و کنج آزادیبندگی گدای حضرت اوست
همگی دیده شد پی دیداراندر آن مشهدی که رؤیت اوست
سر بسر گوش شو سرود نیوشاندر آن محضری که مدحت اوست
همه اندیشه شو فلاطون کیشدر خم دل که جای فکرت اوست
بر در دل نشین نگهبان باشکین سراپرده خاص خلوت اوست
چه عجب سر به عرش سود اسراربندهٔ بندگان حضرت اوست