گنج

شمارهٔ ۲۷

اصحبوا العشق ایها الا صحابالوداد الودا دیااحباب
عشق گو و عشق دان و عشق بینعشق شو عشق و رخ ز غیر بتاب
می کش و نی زن و بچنگ آورطرهٔ دلربا و چنگ و رباب
طرهٔ دلربات برهاندزین ره پیچ پیچ و پر خم و تاب
چنگ گوید بچنگ دستان زنان للعاشقین حسن مآب
از رباب این شنورب آب بقا استو آنچه جز او است نیست غیر سراب
اوست دریای بیکرانه و هستغیر او چون مذی و موح و حباب
نی نم این نم است یم که بودواصل و فاصل و نم و یم و آب
از نیم این نوا رسد که نِیمهمگی نائی است و نی نایاب
بود او رنگ یوسفم همه جایا بنی ادخلوا من الابواب
جوش می در خم این خروش کندکه در این راه دل خورد خوناب
وقت آن شد که تا دهد اسرارزهد سی ساله درکشد می ناب