گنج

شمارهٔ ۲۱

سینه بشوی از علوم زاده سینانور و سنائی طلب ز وادی سینا
یار عیانست بی نقاب در اعیانلیک دراعین کجا است دیده بینا
ساغر مینا ز دست پیر مغان گیرچند خوری غم بزیر گنبد مینا
طعنه بویس و قرن زنی و قرین استدیو و ددت قرنها و ساء قرینا
نیست رواماقرین ظلمت دیجورروی تو عالم فروغ ماه جبینا
پرتو مهر از فلک بخاک گرافتدخود چه شود عیسیا سپهر مکینا
یک نفس ای خاک راه دوست خدا رابر سر اسرار زار خاک نشین آ