شمارهٔ ۱۷۹
نبود چو ماه روی تو تابنده اخترینامد مثال لعل تو رخشنده گوهری
از خیل آن و حسن کشی بر سرم سپاهبر یک تنی که دیده شبیخون لشگری
صد آفرین بصنع جهان آفرین که اوجا داده صد جهان ملاحت بپیکری
گلزار خلد را شکند عطر خاطرمچون یاد آورم سر زلف معنبری
دیدم نگار را شده با غیر همنشینای کاشکی به پهلوی من بود خنجری
عمر دوباره یابم و بیشک جوان شوماز دست دوست نوشم اگر یک دوساغری
اسرار طوطی است شکر خاء نطق اواو را چه حاجت است بشهدی و شکری