شمارهٔ ۱۸۰
نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریرینه از لعل تو دشنامی نه از نطق تو تقریری
نه پیکی تا فرستم سوی او ای ناله امدادینه رحمی در دل چون آهنش ای آه تأثیری
به تنگ آمددلم ازنام و از ننگ ای جنون شورینشد از عقل آسان مشگلم ای عشق تدبیری
رهم بس سنگلاخ ای رخش همت پای رفتاریشبم زان تار موتار ای فروغ دیده تنویری
رقیب سفله محرم درحریم یار و مامحرومسپهرا تا بکی دون پروری زین وضع تغییری
برغم دشمن تشنه بخون ای دوست الطافیخلاف مدعای مدعی ای چرخ تدبیری
بلب آمد ز درد بی دوا جان ساقیا جامیبشد بنیاد دل زیر و زبر مطرب بم وزیری
پس از عمری ببالین مریض خویش میآیدنگاه آخرین است ای اجل یک لحظه تأخیری
نگاهی کن از آن چشم خدنگ انداز صید افکنکه جان دادیم ای ابرو کمان از حسرت تیری
کشیده صورت گلگونه ها تابر گل خوباننکرده کلک نقاش قضا اینگونه تصویری
ز عشق آن پری طلعت بشد دیوانه دل اسراراز آن زلف مسلسل افکنش بر پای زنجیری