شمارهٔ ۱۶۸
الاقد صاد عقلی بالدلالی بتی شیرینکلامی خردسالی
ظریفی مهوشی آشوب شهری ملیح ذوالمحاسن و المعالی
هوالسفاح سفاک الدمائی هوالفتان فتاک الوصالی
شفاهک قد تروی کالشقایق و صدغک قد تلوی کالحبالی
به رویت غازه با خون شهیدی است ثغورک ام اقاح ام لالی
نصیبی من وصالک نیل طیف سلوی عن جمالک بالخیالی
مرا هرگز به خاطر نگذرانی و غیرک قط لم بخطر ببالی
تو گشتی شمع بزمافروز اغیار و انی بت فی وهم اللیالی
گر او برکند بنیادم مبیناد بنای حسنش آسیب زوالی
بود روز من و مویش شب تارحواجبه و شخصی کالهلالی
ز هجرت دوست جانم سوخت اسراربحد رق اعدالی لحالی