گنج

شمارهٔ ۱۶۴

صبا برگو بآن شیرین که گاهیچه باشد گر کنی برمانگاهی
اگر بر ما گدایان رحمت آریتو کاندر کشور دل پادشاهی
مدام از عمر برخوردار باشیاجب ربی رجائی یا الهی
جفا از حد مبر جانا که ترسمبسوزانم دو عالم را به آهی
ز بیم مدعی تا چند و تا کیرود دلبر به راهی من براهی
ره دل زد بصورت خوش بیانیدهد چشمش بدین معنی گواهی
خدا را زان بت خونخوار پرسیدکه اسرار حزین دارد گناهی