گنج

شمارهٔ ۱۵۰

فلک گشته سرگشتهٔ کوی اوبود روی عالم همه سوی او
همی می رسد بر مشام دلمز گل خاصه از اهل دل بوی او
مه و مهر بین بر کمیت فلکشب و روز اندر تکاپوی او
نه آغاز پیدا نه انجام و هستتمامی یکی پرتو روی او
شمیم جنان چیست با نگهتشکجا طوبی و قد دلجوی او
تو و کوثر و سبحهای پارسامن و جام و زنّار گیسوی او
بدین ضعف کردیم آهنگ عشقدل و خسته و زور بازوی او
رخم زرد و مویم سفید اشک سرخسیه روز و سودائی از موی او
ز اسرار گر سر برد نیست باکدو گیسوش چوگان سرم گوی او