گنج

شمارهٔ ۱۱۶

جدا شد از بر من یار گلعذار دریغدریغ از ستم چرخ بیم دار دریغ
نمود ساکن بیت الحزن چو یعقوبمربود یوسف من گرگ روزگار دریغ
چمن شگفت و مرا عقدهٔ ز دل نگشودگلی نچیدم و بگذشت نوبهار دریغ
معلمی که ورق پیش من نهاد آغازنوشت بر سبق من نخست بار دریغ
میان دایرهٔ غم چو نقطهایم اسرارتمام عمر گذشتی بدین مداردریغ