شمارهٔ ۱۱۰
کم اسی صیاد فی جوالقفصقل لنا حتی متی تحسوالقصص
روی آزادی ندیده دیدهامکیف قید منه صید ما خلص
موزیم او ندی ماذا بدابدرتم لوافساما ذانقصص
قال ابذل مهجتها نظرةایها المستام بشری ارتخص
دفتر دانش به بحر عین شویفیه صفر کف جهرلم بغص
دع اساطیرا مسامیر الصماخعشق کو عشق آن بود احسن قصص
گام در میدان نه و گویی بزنانتهر یا فارس القلب الفرص
ای زده پر اندر این آب و هوااصح فالا شراک نصیب للقبص
دیدهٔ اسرار مپسند هر جمیلجملة من عکس ذی الحسنا حصص