شمارهٔ ۱۰۹
مه آیینه داری است از طلعتشقیامت نموداری از قامتش
صفای ارم نزهت باغ خلدهمه مستعار است از صفوتش
ملیحان و کان ملاحت تمامبود زیر بار حق نعمتش
بقد سر و آزاد در بندگیشیکی خانه زادیست در ساحتش
همانا که یعقوب در پیرهنشنیده است یک شمه از نکهتش
ببزمش دلاشمع نامحرم استکجا باریابی تو در حضرتش
ز بس داغش اسرار دارد بدلنروید بجز لاله از تربتش