گنج

شمارهٔ ۶۷ - در وصف آتش و مدح سلطان محمود

قافیه: ن۹ بیت
بفروز و بسوز پیش خویش امشبچندان که توان ز عود و از چندن
ز آن آتش کز بلندی بالامر ابر بلند را کند روزن
وز ابر چو سر برون زند نورشچون ماه بر آسمان زند خرمن
ماند تن او به بسدین ابریوز قطره چکان چو ذره‌گون ارزن
هر قطره زر کز او جدا گرددچون سیم فرو فتد به پیرامن
باز از حرکات چون بیاسایداز لاله‌ستانش بردمد سوسن
آنجا که حسام او نماید رویاز خون عدو شود گیا روین
تا پیل چو یک بریشم پیلهاندر نشود به چشمه سوزن
شاها تو بزیر فر یزدانیبدخواه تو زیردست اهریمن