شمارهٔ ۶۶ - غزل
مها از روی خوبی شب برافکنفغان و ناله در هر کشور افکن
کمند زلف دست افزار بگشایسر گردنکشان در پا درافکن
هلاک جان هر بیچاره ای رامسلسل جعد مشکین در برافکن
ز لب عناب را خون در دل اندازز پسته شوری اندر شکر افکن
چون جان (عسجدی) صید لبت شدکمند زلف اندر دیگر افکن