گنج

شمارهٔ ۶۸ - وداع

کردم تهی دو دیده بر او من چنانک رسمتا شد ز اشکم آن ز می خشک چون لژن
من کرده پیش جوزا، وز پس نبات نعشاینهم چو باد بیزن و آنهم چو با بزن