گنج

شمارهٔ ۷۹

تعالی الله رویست و جمالستچه انوار تجلی و چه حالست
به هر دم حسن او نوعی نمایدبه هر عشق دگرگونش وصالست
به هر صورت که بینی اوست پیدابمعنی نقش عالم زو مثالست
نمود یک حقیقت شد دو عالمچو احول گردو می بینی خیالست
بشوق و عشق رو در راه وصلشکه شوق و عشق جانرا پرو بالست
دلی کو دولت دیدار دریافتز خلد و حور جانش را ملالست
اسیری روی او هر دم نمایدبما حسنی که در حد کمالست