گنج

شمارهٔ ۵۴

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ب۱۱ بیت
مائیم ترا همیشه طالبای وصل تو منتهی المطالب
مرغوب همه بهشت و حورستمائیم بروی دوست راغب
در میکده با شراب و شاهدپیوسته حریفم و مصاحب
آن یار زکس نبود محجوبمایی و منی مراست حاجب
در مجلس وصل اوست حاضرهرکس که ز خویش گشت غایب
در مغرب جان عاشقان شدخورشید جمال عشق غارب
با وصل توایم شاد و خندانداریم ز فرقتت مصایب
کردم دل و دین فدای معشوقاین بود بعشق رأی صایب
از مشرب عشق عقل دور استزان مختلف آمد این مشارب
عشق آمد و گشت عقل مغلوبشد عشق از آن بجمله غالب
می باش اسیریا هنربیناز خلق خدا مجو معایب