شمارهٔ ۴۲۹
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ودمن۷ بیت
ای وصالت آرزوی جان غم پرورد مندر فراقت شد بگردون آه دودآلود من
لذت دنیا و دین گو، هرکه می خواهد ببرغیر دیدارت نباشد در جهان مقصود من
جان و دل در باختم تاشد وصالت حاصلمدر ره عشقت همین باشد زیان و سود من
یکدم ازما روی عالم سوز اگر سازی نهانآتش افتد در درون چرخ ز آه و دود من
میکنم از خلق پنهان درد عشقت راولیفاش می سازد بعالم اشک خون آلود من
چون تجلی میکند بردل جمال روی دوستمحو و نابود است در حسنش نمود و بودمن
از فنای ما چو وصل دوست حاصل میشودای اسیری تو فنا شو گر کنی بهبود من