گنج

شمارهٔ ۴۲۷

قافیه: ان۷ بیت
از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیانای شاهد رویت نهان در پرده کون و مکان
از پرده گر نایی برون، بنمای روی لاله گونکی کم شود سوز درون، ای سروقد دلستان
زآئینه روی نکو، عکس رخت بنمود روبینم جمال روی تو تابان ز روی نیکوان
هان ای طبیب عاشقان دلخسته ایم و ناتوانبهر دوا ای جان جان می آی پیش خستگان
چون یار بنماید جمال، جان مرا نبود مجالتا که کند او عرض حال در پیش آن جان جهان
بهر خدا ای تندخو با چشم جادویت بگوکای ترک مست فتنه جو کم کن جفا با عاشقان
در پیچ زلف پرشکن جان اسیری کن وطنتا وارهانی بی سخن خود را زقید این و آن