شمارهٔ ۴۰۶
ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنمای عارفان، ای عارفان، جانها بحق جانان کنم
ای سالکان، ای سالکان، اندر پناه من شویدتا جغد را سربرکنم، شهباز در جولان کنم
ای صادقان، ای صادقان، صدق آورید از جان و دلمن درد را درمان کنم، من قطره را عمان کنم
ای بیدلان، ای بیدلان، محنت شد و شادی رسیدمن با شما آن شاه را هم عهد و هم پیمان کنم
ای عالمان، ای عالمان، زین علمها جاهل شویدتا من بتعلیم خدا مشکل همه آسان کنم
ای رهروان، ای رهروان، با ما روید این راه راتا من شما را از کرم ره بین و هم ره دان کنم
ای کافران، ای کافران، نومید بودن شرط نیستمن دیر را مسجد کنم، من کفر را ایمان کنم
ای عابدان، ای عابدان، در خوف باشید و رجاهم عاصیان عابد کنم، طاعات را عصیان کنم
ای منعمان، ای منعمان، دل در جهان بستن چرامن منعمان مفلس کنم، من سود را خسران کنم
ای بیکسان، ای بیکسان، هستم چو غمخوار شماهم با شما مونس شوم، هم کار غمخواران کنم
ای غافلان، ای غافلان، خوش از اسیری غافلیدمن کوه را صحرا کنم، صحرا همه بستان کنم