شمارهٔ ۳۹
دو عالم خواه زیر و خواه بالاهمه آئینه حقاست تعالی
وجود جمله موجودات از توتو ظاهر در همه جل و جلالا
یکی ذاتست ظاهر خواه باطنیکی هستی است ز اسفل تا باعلا
چنان کز بحر صد موجی برآیدهمان دریاست این گفتم مثالا
چو غیری نیست اندر دار دیارهمه الا بگو دیگر مگو لا
چو من از باده توحید مستمبگو ای مطرب خوش خوان تلالا
اسیری جمله اسما بانسانشده ظاهر جلالا او جمالا