شمارهٔ ۳۸۴
ما رند خراباتی بی نام و نشانیمصد خرمن ناموس بیک جو نستانیم
ما را بکتابی نبود حاجت ازآن روکاسرار جهان از ورق روی تو خوانیم
دیدیم ز ذرات جهان عکس جمالتزان روی دو کون آینه روی تو دانیم
برچشم حقارت منگر صورت مارازیرا که بمعنی همگی جان جهانیم
پیدا بود از کون و مکان پرتو ذاتمدر پرده اسما و صفت گرچه نهانیم
در بحر وجودم دو جهان نقش حبابستدریای محیطیم که بی قعر و کرانیم
گه مطلقم و گاه مقید ز اسیریگاهی دگر آزاده ز هر نام و نشانیم