گنج

شمارهٔ ۳۷۴

قافیه: ویتوام۷ بیت
ای ماه رو ای ماه رو من عاشق روی توامدیوانه عشقم از آن دربند گیسوی توام
تا بینمت هر ساعتی در جلوه و ناز دگربا خاک یکسان گشته و افتاده درکوی توام
زآئینه روی بتان چون عکس رویت شد عیانعاشق بروی این و آن پیوسته بربوی توام
بیمار چشم جادوت شد رهزن جان و دلمدر مکر و افسون بنده آن چشم جادوی توام
گر یکنفس غافل شوم از یاد حسن روی توخیل خیالت کش کشان خوش میکشد سوی توام
معشوق گوید هر دمم رو در جفایم صبرکنبا جور عشق ار خوکنی من عاشق خوی توام
گفتی اسیری از چه شد در قید فتنه مبتلاپابسته دام بلا ازحلقه موی توام