گنج

شمارهٔ ۳۶

قافیه: ا۷ بیت
ای روی چو خورشیدت تابان ز همه اشیاز آئینه هر ذره حسن رخ تو پیدا
از پرتو روی تو پیداست همه عالموز مهر جمال تو ذرات جهان شیدا
در آینه رویت شد جمله جهان ظاهرهم مظهر حسن تست گر صورت و گر معنی
از نور رخت روشن گر کعبه و گر مسجدوز کفر خم زلفت پیداست کلیساها
شد کون و مکان روشن ز انوار جمال توای نور رخت پیدا از دنیی و از عقبی
در بحر وصال تو غرقست همه عالمگر مؤمن و گر کافر گر جاهل و گردانا
آزاده ز هر قیدی مانند اسیری شوتا حسن رخش بینی پیدا ز همه اشیا