گنج

شمارهٔ ۳۵۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ودهایم۷ بیت
زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایمتا حسن جان‌فزای تو با تو نموده‌ایم
همچو کلیم تا که به طور دل آمدیمانی اناالله از همه عالم شنوده‌ایم
در گلشن وصال چو شاهان به عیش و نازدایم حریف شاهد و پیمانه بوده‌ایم
بگذار ای رقیب مرا با جفای دوستما یار خود به جور و وفا آزموده‌ایم
گفتم که عشق ما به تو هردم فزون چراستگفتا از آنکه ما به ملاحت فزوده‌ایم
گفتم به دیر و کعبه چرا روی کرده‌اندگفتا از آنکه ما همه جا رو نموده‌ایم
گفتم که پیر میکده این در چه بسته؟گفتا اسیریا که درآ در گشوده‌ایم