شمارهٔ ۲۹۶
راه عاشق نیست ای زاهد غلطرهبر او بس بود عشق فقط
عین لطف است هرچه بر ما می رودگر نماید پیش تو عین سخط
هست هستی محض خیر و شر عدماین سخن عین صوابست نه غلط
گر بود ز افراط و تفریطت کناریافتی بی شک دلا حد وسط
هرچه بینی نیک دان در ذات خودبد نه بیند هرکه بیند زین نمط
راست باشد نقطه لیکن دایرهکج نماید چون بهم آمد نقط
هان اسیری در بحر طبع توهست بی مانند نشماری سقط