شمارهٔ ۲۶
جانا ز چین زلف گشا پیچوتابهاتا تابد از رخت به دلم آفتابها
تا حسن جانفروز تو بینند عاشقانبردار یکدم از رخ خود این نقابها
هرکس که در بهشت وصال تو ره نیافتدایم کشد به دوزخ فرقت عذابها
دایم به دوست رویبهرو خوش نشستهایمداریم در میانه سؤال و جوابها
یارست در لباس دو عالم عیان شدهاین نقش غیر چیست به رویش قبابها
سر دو کون از دل صافی خود بخوانجانا چه حاجتست ترا با کتابها
آزادگی مجوی اسیری ز ما که هستاز زلف او به گردن جانم طنابها