شمارهٔ ۲۲
هر نفس آید صدای عشق کای عاشق درآاز حجاب ما و من مردانه یکساعت برآ
در هوای وصل جانان بگذر از جان و جهاندامن دلبربدست آرو ز عالم برسرآ
عشق و هشیاری گذار و عشق ورزی پیشه کنعاشق دیوانه باش و مست صهبای لقا
خوش حجاب هستی موهوم برگیر از میانپس بچشم دل نظر کن آن جمال جانفزا
کفر و ایمان چون حجاب آمد زهر دو در گذریکدل و یکرنگ شو در عشق جانان عاشقا
پاک شو ز آلایش دنیا و عقبی جان منگر ببزم وصل او خواهی که ره باشد ترا
ای اسیری از خود و جمله جهان بیگانه شوگر همی خواهی که بینی روی یار آشنا