شمارهٔ ۱۴۷
گشت تابان مهر ذاتش از صفاتوز صفاتش گشت روشن کاینات
گر ندیدی پرتو روی حبیباز چه کردی سجده کافر پیش لات
دیده باطن گشا ظاهر ببینمظهر ذات و صفاتش ممکنات
بی جهت بر دل تجلی کرد یارچون گذشتم از مکان و از جهات
لذتی کردم ز موت اختیارچون بدیدم خوش حیاتی در ممات
چون توانم کرد وصف روی اوکی درآید کنه حسنش در صفات
چون اسیری دید نور ذات اویافت از قید خودی کلی نجات