گنج

شمارهٔ ۱۳

در باز شد ز میکده ناموس و نام راساقی صلای باده بگو خاص و عام را
مست و خراب و بیخودم ای پیر می فروشبنمای راه میکده مستان جام را
دریاب ساقیا بدو جامی دگر مراهشیار ساز بیخود مست مدام را
دوران بکام ماست بده باده ساقیااز من مپرس هیچ حلال و حرام را
مست شراب عشق ز هشیار عقل بهبا زاهدان بگوی ز ما این پیام را
زلف چوشب حجاب رخ همچو مه چراست؟بگشا ز رونقاب و بروز آرشام را
مفتی چو عقل ره نبرد در مقام عشقاز عاشقان بجوی نشان این مقام را
عشاق پخته در حرم وصل محرمندکی ره بود ببزم تو زهاد خام را
در عاشقی چو شهره شهرم اسیریاگر عاقلی ز ما مطلب ننگ و نام را