گنج

بخش ۳۲ - اشارت به سخن سید الطایفه جنید بغدادی که:«المرید الصادق غنی عن علم العلما» و بیان آنکه علم اولیا لدنی است نه کسبی که کما قال اللّه تعالی: ان تتقو اللّه یجعل لکم فرقاناً بین الحق و الباطل و کما قال النبی علیه الصلوة و السلام: من رغب فی الدنیا و طالت آماله فیها اعمی اللّه قلبه و علی قدر ذلک و من زهد عن الدنیا و قصر امله فیها اعطاه اللّه علما بغیر تعلم؛ بیت:

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱ بیت
دفتر صوفی سواد و حرف نیستجز دل اسفید همچون برف نیست

که مولانا رومی در بیان معنی فرموده است

پیر بغدادی جنید رازداناین چنین فرمود هنگام نشان
گر مریدی در ارادت صادقستبر کمال لطف ایزد واثقست
او غنی است از علوم عالماننیست او را احتیاج این و آن
هر کسی کو را معلم حق بودنیست باطل هر چه گوید حق بود
هست از تعلیم استاد او غنیعین نور است او چه حاجت روشنی
شد دلی صافی کتاب و دفترشسرها پیدا نماید در سرش
آیت ان تتقوا اللّه باز خوانمتقی شو تا ببینی هر نهان
گفت پیغمبر مدینه علم و دینآن حبیب خاص رب العالمین
هر که باشد طالب دنیای دوندر چه حرص و حسد شد سرنگون
هست در دنیا ورا طول املدر پی دنیاست با دام و حیل
کور و کر داند خداوند جهانزین سبب چشم دلش شد قدردان
هر که زاهد گشت از دنیای دوندل بری کرد از همه مکر و فسون
کردکوته از همه امید خوداز میان یار و دل برداشت سد
بی تعلم حق دهد او را علومعلمهای برتر از درک فهوم
این چنین دل هر کسی را چون دهندتا نپنداری که هر کس زین دهند
سالها راه طریقت گر رویور ز درد عشق عمری نغنوی
ور تو گردی سالها خلوت نشیندایما ً با ذکر حق باشی قرین
تادلت خالی ز مال و جاه نیستجان تو محرم درین درگاه نیست
کی در عرفان گشاید جز به فکرفکر صافی کی شود الا به ذکر
ذکر را باید دل خالی ز غیردل که در وی نیست جای شر و خیر
آن دلی پاکی که در وی غیر یارهیچ دیاری نیابی وقت کار
تا نگردی از حظوظ نفس دورکی دل و جانت شود روشن ز نور
جان طاعت چیست اخلاص و یقیناز تن بیجان چه حاصل خود ببین