شمارهٔ ۲ - عکس تو
باز از پس پرده شب تاررخساره ماه شد پدیدار
آن پرتو سیمگون کمرنگبا موج نسیم شد هم آهنگ
کم کم ز فراز کوهسارانغلطید بطرف جویباران
آهسته ز روی سنگ لغزیدافتاد میان آب و لرزید
من مست جمال و حال بودمدر خواب خوش خیال بودم
دیدم چو شدم ز نشئه هشیارآن نقش که شد مرا نمودار
نه چشمه نه ماه سیمتن بودعکس تو میان اشک من بود