گنج

شمارهٔ ۷۱ - در آغوش من

۵ بیت
دیشب مه من، مست در آغوش من افتادزلفین سیاهش، بسر و دوش من افتاد
آن چشم سیه مست، بصد مهر و دو صد نازبر چشم من و حالت مدهوش من افتاد
از چشم من افتاد، صد افسانه شیرینزان قصه که از عشق تو در گوش من افتاد
با غیر چه گویم؟ که لب نوش حبیبمنوشنده به خون خانه پرجوش من افتاد
صد شکر خدا را، که پس از سال و مهی چنددیشب مه من، مست در آغوش من افتاد